تبليغاتX
سلام سوسیالیسم
تا آزادی پلی تکنیکی ها

ماکسیم گورکیادبيات ميان ميدان سرخ و خوابگاه بی خانمان ها

Maxim Gorki 1868-1936


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 12:5 | لینک  | 

اين سرزمين مال ماست

خسرو صادقي بروجني

توجه ويكتور خارا به آرمانهاي سياسي اش را مي توان در حمايت او از كانديداتوري سالوادور آلنده درسال1973 به وضوح ديد. آلنده عضو حزب «اتحاد عمومي» (بخشي ازحزب كمونيست شيلي) بود. ويكتور و ديگر خوانندگان كشورش كنسرتهايي را در حمايت از آلنده واهداف سياسي او برگزار كردند . آلنده كانديدايي بود كه عشق زيادي به مردم و شهرهاي كوچك شيلي داشت حزب اتحاد عمومي برنامه هايي براي افزايش آموزش، حمايت از تهيه مسكن و خدمات بهداشتي رايگان داشت. يكي از كنسرتهاي حمايتي آلنده كنسرتي بود كه در استاديوم شيلي برگزار شد و در آن هنرمندان و خوانندگان زيادي به اجراي برنامه پرداختند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 21:41 | لینک  | 

صمد بهرنگی

دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلقین نصایح خشک و بی برو برگرد، نظافت دست و پا و بدن، اطاعت از پدر و مادر، حرف شنوئی از بزرگان، سر و صدا نکردن در حضور مهمان، سحرخیز باش تا کامروا باشی، بخند تا دنیا برویت بخندد، دستگیری از بینوایان به سبک و سیاق بنگاه های خیریه و مسائلی از این قبیل که نتیجه کلی و نهائی همه اینها بی خبر ماندن کودکان از مسائل بزرگ و حاد و حیاتی محیط زندگی است چرا باید در حالی که برادر بزرگ دلش برای یک نفس آزاد و یک دم هوای تمیز لک زده کودک را در پیله ای از خوشبختی و شادی و امید بی اساس خفه کنیم. بچه را باید از عوامل امیدوارکننده الکی و سست بنیاد ناامید کرد و بعد امید به دگر گونه ای بر پایه شناخت واقعیت های اجتماعی و مبارزه با انها را جای آن امید اولی گذاشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 9:48 | لینک  | 

داوود جلیلی

صمد يولداش

34سال از رفتنت گذشته است .. 34سال مرگت را در هزاران مرتبه ضرب كرده اند و از حاصل ضرب ها پرچمي ساخته اند تا با اهتزاز آن چيزي مثل هويتي را اثبات كنند. من هم شايد در اين بازي مرگ پرستي شركت كرده ام. اين همه هياهو هيچگاه فرصت نداده است تا از زاويه هاي روشن زندگي نظر به قامت رشيد تو بيفكنيم و چه حيف ...!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 21:33 | لینک  | 

بهروز اختياری

نشریه بذر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 15:26 | لینک  | 

سیاوش کسرایی

بر آسمان چه رفته است که امشب

تلخست و تیره و تنگست آسمان

یکپارچه سیاه

سنگست آسمان؟!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 19:42 | لینک  | 

خسرو صادقي بروجني

«صمد معلم بچه هاي آذربايجان بود ، صمد كتابهاي قشنگ مي نوشت . مثل ماهي سياه كوچولو . صمد يك باغ بزرگ داشت و پر ازگلهاي زيبا بود و آن باغ، فكرش و مغزش بود. صمد تنها معلم بچه هاي آذربايجان نبود بلكه معلم تمام مردم بود. او زندگيش را به پاي مردم خود گذاشت. صمد هيچ وقت نمرده است و هميشه در ياد بچه ها و بزرگان است. آيا صمد كه شنا بلد بود مي شود در رودخانه ارس غرق شود؟ پس صمد هم همان ماهي سياه كوچولو بود، يادت بخير صمد. تو هميشه زنده خواهي بود ....... »


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 11:44 | لینک  | 

هاتف رحمانی

آنچه مرا وادار به نوشتن این نوشتارکرد، تاریخی بود که درصحنه ای از فیلم آقای ده نمکی ، روی دیوار وپشت یکی از قهرمانان فیلم یعنی حاج صالح نوشته شده است . دراین سکانس که سکانس نام نویسی برای اعزام به جبهه است روی پارچه نوشته ای که در پشت سرحاج صالح ،فرد نام نویسی کننده برای اعزام به جبهه قراردارد نوشته شده است "تاریخ آخرین اعزام  مرداد1367". با مراجعه به تاریخ واقعی جامعه در می یابیم که این تاریخ ،تاریخ بسیار گویایی است .از یکطرف بیان کننده افلاس رژیم در بسیج اعزام به جبهه است .از سوی دیگر نشانگر اوج فرسایشی شدن جنگ وخستگی رزمندگان جبهه ها است واز جانب سوم اوج زمان افت استقبال مردمی از جنگ است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 10:36 | لینک  | 

م شکیب

آینه‌ بر دوش هی بگرد

هی بگرد و آفتابی ترین ترانه‌هایت را سر ده‌

بگرد و بخوان

در  وصف پنجره‌ هر سرود ناخوانده‌ ای داری بخوان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 14:2 | لینک  | 

سایهچه فکر می کنی؟

که بادبان شکسته زورقِ به گِل نشسته‌ای‌ست زندگی؟

ور این خرابِ ریخته

که رنگِ عافیت ازو گریخته

 به بُن رسیده راهِ بسته‌ای‌ست زندگی؟

 

چه سهمناک بود سیل حادثه

که همچو اژدها دهان گشود

 زمین و آسمان ز هم گسیخت

ستاره خوشه خوشه ریخت

و آفتاب در کبودِ دره‌های آب غرق شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 13:29 | لینک  | 

شعری از بهنام
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 2:39 | لینک  | 

شعری از علی رضا جباری

در گرامی داشت خاطره ی درخشان

استاد دکتر امیر حسین آریان پور

 

در یاد من این هزار- گل بستان

گل های هزار رنگ و بو دارد

در چهچهه ی هزار دستان هاش

هرلحظه هزار گفت وگو دارد.

 

این بیشه که خفته رو به روی تو

پیوسته کنام شرزه شیران است

در پهنه ی پر درخت آن رودی است

غران که نوید بخش توفان است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 13:9 | لینک  | 

استاد امیر حسین آریان‌پوربرخلاف تصوری که گاه در جامعه مطرح می‌شود، فرهنگ و به ویژه فرهنگ زایا چیزی نیست که از پیش به عنوان پدیده، جریان و یا یک سیستم ثابتی، وجود داشته باشد. فرهنگ به‌وجود می‌آید، زاده می‌شود و می‌زایاند. یک پدیده‌ی به‌اصطلاح فرهنگی گذشته، موقعی می‌تواند به زندگی فعلی و به شناخته‌های فعلی، پیوند بخورد و به معنای دقیق کلمه، فرهنگی شود که اطلاعات بسته‌بندی شده و ناگشوده در آن، از نو تجزیه و تقطیع شود و در الگوهای فکری جدید و با استفاده از اصطلاح‌های علمی و راهبردی جدید، ترکیب و بازنمایی شود تا بتواند به نحوی، در فکر و رفتار فعلی ما اثر بگذارد. به‌عبارت دیگر، آن پدیده باید از نو، معنایابی، و به اعتباری، خلق شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 12:12 | لینک  | 

با کشورم چه رفته است

با کشورم چه رفته است

که زندان ها

از شبنم و شقایق

سرشاراند

وبازماندگان شهیدان

انبوه ابرهای پریشان وسوگوار

درسوگ لاله های سوخته

می بارند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 23:16 | لینک  | 

اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جمله ی پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است . سيمين دانشور در‌باره اين كتاب ميگويد: "به تازگي در دانشگاه سوربن فرانسه به معرفي اين كتاب پرداخته‌اند و برنامه‌اي براي آن برگزار كرده‌اند." سيمين درباره خاطراتش ميگويد: "تمام خاطراتم را از اول عمر تا به حال نوشته‌ام كه پس از مرگم به چاپ خواهد رسيد" دكتر دانشور تا سال 1359(به روایتی سال 1358)كه به درخواست خود از دانشگاه بازنشست شد به تدريس در دانشگاه هنر و ادبيات مشغول بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 20:38 | لینک  | 

تقدیم به آقای اسانلو؛ مومنی و دانشجویان در بند

مهرزاد آورداد

 

اوین؛ ای سَمند سپیدار ها

به دَم بر نی از نای دلدارها

 

بگو در کجای جهان دیده ای؟

جوان را به دندان کفتارها

 

حکایت کن از سینه ارغوان

ز تصویر خون؛ نقش دیوارها

 

بگو کاظمی را چه کس کشت و رفت

چه کس گفت احسن به سردارها

 

اوین تا کجا؟ باید از ظلم گفت

چرا بر نمی ریزد این دارها؟

 

مگر مومنی یا اسانلو چه گفت

که فرمان دهیدش به انکارها

 

اوین؛ جان ما پشت دیوار تو است

همان جان که لِه شد زِ آزارها

 

اوین؛ پا به پای جوانان بیا

که تا بگذریم از دل خارها

 

نیستانمان را گلستان کنیم

بروید گل از قلب نیزارها

 

فرو پاشد این کاخ جهل و ریا

من این نکته را گفته ام بارها

 

جمعه ۲۹ تیر

avardad@zahoo.com

منبع: اخبار روز

نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 22:14 | لینک  | 

من مادرم ،من خواهرم

من همسری صادقم

من یک زنم

زنی که دهکوره های مرده جنوب

زنی که از اغاز

با پای برهنه

دویده است سرتاسر خاک تف کرده ی

دشت ها را


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 14:34 | لینک  | 

ميخائيل شولوخف بدين سبب براي مردم گرامي است كه هر فرد مي‌تواند در كتاب‌هاي او نكته‌هاي بسيار از زندگاني خود بيابد. تمام داستان‌هاي اوليه كه شولوخف نوشته در واقع طرح و استخوان بندي آثار حماسي « دن آرام » و « زمين نوآباد » بوده كه از نظر تلفيق نيروي هنري واقعيتي اعجاب انگيز است. آثار شولوخف سه مرحله تاریخ روسیه را منعكس مي‌کند. اين سه مرحله در « دن آرام » و «‌زمين نوآباد » و «‌آنها براي ميهنشان مي‌جنگند » جلوه ‌گر است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 14:45 | لینک  | 

جواد لگزیان

مضحکه به میدان آمدن سینماگران برای جلوگیری از فروش سی دی قاچاق و حمله جانانه به چهارتا بیکاری که برای خرج روزمره این کار را می کردند نشان دیگری از بی تقوایی تمام عیاری است که فرهنگ را تهدید می کند.

آیا واقعا چهار تا کپی این ارزش را داشت که به یکبار این جماعت آنچنان به میدان بیایند و فریاد برآورند که وافیلما!و با آن ماشین های آخرین مدل و لباسهای اتو خورده و قیافه های حق به جانب کرم ضد آفتاب خورده از حق سینمایی خود بگویند.

البته که برای دیدن آنها باید پولش را تا دینار آخر پرداخت و مبادا ریالی به کیسه آن بیکاری برود که شغلش را از دست داده و ناگریز از این دست تجارت است.

با فرهنگ بودن به آن دک و پزهای تهوع آور نیست که به شرف است که در بساط  عده ای پیدا نمی شود و تو که در گوشه خیابان کتک خوردی و بساطت جمع شد بدان که تنها نیستی و هرگز نمی توانند خیابانها را هم از تو بگیرند ...

کاش لااقل چهارنفر پیدا می شدند و برنامه ای تدوین می کردند که فرودستان هم ازین سینما نصیبی می بردند آیا این بهتر نبود این را باید از آنها پرسید که در فیلمشان گاه گوشه چشمی هم به دیگران دارند وگرنه آن دار و دسته جایزه بگیرهای بورژوازی که حالشان معلوم است.

نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 0:44 | لینک  | 

می ایستد و نگاه می کند. حقوق هایمان چه شد؟نگاهش می کنم سرخ می شوم و سبز. سرم را پایین می گیریم و دستم را به نشانه شرم بر پیشانیی که این روزها دارد خط خطی می شود.سرخ تر می شوم و نگاهم را به زمین می دوزم و ادامه می دهد: مگر ما چه گناهی کرده ایم. کار می کنیم تا زندگی کنیم اما این روزها داریم زنده بودن را فراموش می کنیم.کاش زنده نبودیم.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 12:14 | لینک  | 

قطعه "به آيندگان"، يا با الفاظی دقيقتر: "با کسانی که پس از ما به دنيا می آيند" از شعرهای بلند و معروف برتولت برشت (۱۸۹۸-۱۹۵۶) شاعر و نويسنده آلمانی است. برتولت برشت اين شعر را، که تا حدی جنبه اتوبيوگرافيک دارد، در سال ۱۹۳۹ زمانی که در دانمارک در تبعيد به سر می برد، سروده است و آن را نوعی حديث نفس يا "وصيت نامه معنوی" او دانسته اند. شعر"به آيندگان" در سه بند تنظيم شده است و در زير ترجمه کامل آن نقل می شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 22:50 | لینک  | 

جواد لگزیان

 

عاشق شدم

باز حرف سياسي زدي

عاشقي سياسي است

وقتي پول نداشته باشي

عاشقي سياسي است

چقدر هوا سرد است

دوست داشتم براي شما دستكش بخرم

داريم عبور مي كنيم

از كوچه هايي كه دكان سوداگران تباهشان كرده

در كوچه

باد مي تازد

به شما نخواهم رسيد

همه پاسبانها اين را مي دانند

نامه اي كه براي شما نوشتم

به دريا پست مي كنم

هر وقت به دريا رفتيد

نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 23:3 | لینک  | 

نه شیخ میدهدم توبه و نه پیر مغان می

ز بس که توبه نمودم زبس که توبه شکستم

"ميرزا رحيم "متخلص به "يغما"شاعر معروف قرن سيزدهم هجري در سال 1160ه.ش. در" خور " (مركز بخش "جندق"و "بيابانك")متولد شد نام اصلي او "رحيم "بود كه بعد ها آن را به "ابو الحسن " تغيير داد و تخلص "مجنون "را براي خود بر گزيد. "یغمای جندقی "هم عصر "محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار" و معاصر با شاعری چون "قاآنی" است. اما در شعر و شاعری یکسره در حال و هوایی دیگر است. او هم مثل "قاآنی" هزلیات و هجویات زیاد دارد. اما مثل "قاآنی" فقط در هزل الفیه و شلفیه وار باقی نمی ماند و هجوش صبغه ای انتقادی و اجتماعی پیدا می کند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 22:59 | لینک  | 

یکی از مسایلی که ما به آن کم توجه بوده ایم مبارزه فرهنگی است. ارتجاع ادبی سعي مي‌‏كند ادبيات را تبديل به يك ژست براي بورژوازي در رديف ماشين، خانه و موبايل شيك قرار بدهد. اين جريان براي تشويق پيوستن رعايا به اربابان هدايايي را نيز در نظز گرفته كه به اين هدايا جوايز ادبي گفته مي‌‏شود! طبيعي است كه اين جريان حاكم سعي مي‌‏كند نثر نوشتاري وابسته به نگاه خودش را به عنوان تنها حقيقت موجود و تنها روال موجود براي بودن و زيستن جا بيندازد و كساني كه بخواهند در جامعه‌‏ ادبي و فرهنگي تنفس كنند؛ هيچ راهي ندارند جز اينكه قواعد بازي عالي‌‏جنابان را بپذيرند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 23:22 | لینک  | 

غير ممكن است كه بتوان در يك كار كوچك كليه مطالبي را ، كه پرداختن بآنها براي روشن كردن مسئله مورد نظر ما ضروري مي باشند ، شكافت با وجود اين لازم است كه در يك جنبه مسئله دقيق تر شويم . چه كسي فرهنگ پرولتري و بويژه ظريف ترين و از صحنه مبارزه مستقيم دورترين اشكال آنرا خواهد ساخت ؟ بالطبع قبل از هر كس خود پرولتاريا .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 3:5 | لینک  | 

تریسی چپمنتریسی چپمن، ترانه سرا و خواننده سیاه پوست. ترانه های او اعتراض و تفکری دلنشین و عمیق در خود دارد و با جملات ساده، کوبنده ترین اعتراضات را به جامعه و رفتار مردم پیرامون ابراز می دارد:افراد بسیاری هستند که من آنها را تحسین می کنم و به آنها احترام می گذارم و اما هیچ قهرمانی ندارم واژه بی اعتقادم.او در اشعارش این حرف را بارها تکرار کرده است که هیچ قهرمانی نخواهد آمد که انسان را از مشقات زندگی نجات دهد و این تنها خود انسان است که باید به فکر انسان باشد.

مردم محروم به پا می خیزند /و سهمشان را می گیرند/مردم محروم به پا می خیزند/و حقشان را می گیرند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 1:8 | لینک  | 

م. ا. به آذین

آن انقلابیون بغایت سرخ و آتشین بی آنکه بدانند نبود اتحاد شوروی در عرصه جهانی چه فاجعه ایست، شمشیر امپریالیسم جهانی را آب دیده کردند و در خدمت آن فاجعه ای قرار گرفتند که از سال 1990 شاهدیم: نبود اتحاد شوروی در صحنه جهانی، علیرغم همه ضعف های درونی آن. دراینجا بحث نه بر سر کج روی ها در اتحاد شوروی است که خود بحث دیگری است، بلکه بحث بر سر چپ نمائی ها و به راست رفتن هاست. یعنی همان نکاتی که در این بخش از کتاب تاریخی "از خواب تا بیداری" که گفتگوی زرتشت به آذین با پدرش زنده یاد به آذین است.آن بحث هائی که دراین فصول کتاب می خوانید، به ظاهر وبموجب فروپاشی اتحاد شوروی تاریخ مصرفش تمام شده است، اما این ظاهر امر است.

بخوانیم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 15:17 | لینک  | 

با کلیک بر روی لینک ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 22:1 | لینک  | 

این شور که در سر است ما را / روزی برود که سر نباشد

از درویش خان حدود سی اثر بجا مانده که همگی حاکی از ذوق و استعداد و نبوغ او در موسیقی ایرانی است. تمام این قطعات با دقّت و ظرافت ساخته شده اند که هیچ کدام از جمله های آن اضافه نمی باشد و دارای تنوع و بر اساس نیازها و ضرورتهای آن روز بوجود آمده اند. در آن زمان موجی نو در موسیقی ایران بوسیلۀ درویش خان بوجود می آید که در نهایت منجر به بوجود آمدن فرم پیش درآمد میشود و چهار مضرابهایی که با توجّه به سلیقه خود به شکل تازه تری رنگ آمیزی شده است و او موسیقی آن دوران را با حفظ هویت خویش تغییر می دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 19:55 | لینک  | 

هنر ابتهاج و همقطارانش در مورد غزل آن است كه آنها غزل را از روح بى زمان ايرانى اش خالى كرده اند و روح زمانمند خود را بر آن دميده اند و از اين منظر شايد ابتهاج با اشعار نئوكلاسيك سياسى - عرفانى اش تلاش مى كند تا پيش از آنكه شاعر بودن خود را به رخ مخاطب بكشد، انسان بودن و انسان قرن بيست و يكمى بودن خودرا به غزل بدمد و به دليل ارج نهادن او به روح ايرانى غزل است كه همه و همه او را مى شناسند يا لااقل شعرى از او شنيده اند و شعرى از او خوانده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 14:23 | لینک  | 

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد...

سمیرا مرادی: دوشنبه شب گذشته استاد مسلم داستان نويسي ايران علي اشرف درويشيان در منزل خود دچار سكته مغزي شد. همان موقع او را به بيمارستان ايرانمهر منتقل كردند. پزشكان بيمارستان تلاش بسيار زيادي كردند تا وي را از خطر برهانند. هم اكنون ايشان در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان ايرانمهر و در حالت كما به سر مي برند، اما روز گذشته موفق شده اند چند كلمه صحبت كنند، پزشكان هم اظهار اميدواري كرده اند كه وضعيت درويشيان رو به بهبود است. اين خبر به دليل در خواست خانواده آقاي درويشيان تاكنون منتشر نشده بود. علي اشرف درويشيان از مهم ترين و قديمي ترين اعضاي كانون نويسندگان ايران است. اين داستان نويس نام آشناي ايراني تاكنون داستان ها و آثار بسيار مهم و تاثيرگذاري را از خود به جاي گذاشته. ادبيات ايران به همت او سالهاي بسياري به خود باليده است. اميدواريم ايشان هرچه زودتر بهبودي خود را به دست آورند. 

 

درویشیان از زبان خود او: در لینک ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 15:39 | لینک  | 

شعری از علی رضا جباری(آذرنگ)
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 16:25 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 21:29 | لینک  | 

طرح هایی جدید از سرخ و سیاه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 15:49 | لینک  | 

شعری از وبلاگ "دیگر"
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 10:49 | لینک  | 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 9:58 | لینک  | 

پیکاسو نقاش کبوتر صلح ( که معروف همگان است) بود و مبارز ضد فاشیست، دوست صمیمی مردم ستمدیده و کمونیستها، شرکت کنندهء فعال کنگره های جهانی صلح و برندهء جایزهء لنینی صلح آیا پیکاسو شخصیتی دوگانه داشت : مردی که به عنوان هنرمند تصاویر عجیب و غریب غیر قابل فهم میکشید و به عنوان یک مبارز سیاسی در مبارزهء طبقاتی موضعی صریح و بی چون و چرا داشت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 20:34 | لینک  | 

امروز به یقین می‌توان گفت که تا اکنون، چند نسل از فرزندان این آب و خاک که نامش ایران است، با شعر "به فردا"ی محمد زهری که با مصرع " به گُلگشت جوانان، یاد ما را زنده دارید، ای رفیقان!" شروع می شود، زیسته‌اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شورای وبلاگ سلام سوسیالیسم در ساعت 19:49 | لینک  |