احسان طبری
در اوائل قرن دوم هجری ( اوائل سده ی نهم میلادی) در شمال باختری ایران ( طالش و مغان) خرمدینان به سالاری بابک علیه خلیفه دست به قیام زدند. این قیام بیست سال طول کشید. طی این مدت خرمدینان چندین بار شکستهای فاحش به لشگریان خلیفه وارد ساختند. سرانجام سپاه خلیفه به سرداری افشین ، خرمدینان را شکست داد. گفتار زیرین تحلیل این واقعه ی جلیل تاریخ جنبش های اجتماعی خلق ایرانست.
ادامه مطلب
جان بلامی فاستر/منبع: مانتلی ريويو
برگردان: انوشه کیوان پناه والمیرا مرادی
بتازه گی آقای دکتر فريبرز رييس دانا برخی از نظرات رايج در محافل روشنفکری و آکادميک غرب در دوران جنگ سرد، پيرامون «شيوه توليد آسيايی» و «مارکس و استعمار» را تحت عنوان «مارکس: استعمار و نوگرايی» در سايت خود منتشر کرده اند. مقاله زير، با استناد به آثار مارکس، نشان دهنده سير تحولی نظرات مارکس در اين مورد است و تزهای مطرح شده در مقاله آقای رييس دانا را به چالش می کشد.
ادامه مطلب
مارکسيستها و ديگرانی که مشروحاً يا به طور سطحی پيرامون آنچه مارکس در باره هند گفته است نوشته اند، تقريباً به اتفاق آرا پذيرفته اند که نوشتههای سالهای ١٨۵٠ او در باره هند، به ويژه نظر او مبنی بر اينکه حکومت بريتانيا بر هند يک مأموريت دوگانه را پيش میبرد- مأموريتی ويرانگر و در عين حال حياتبخش- آخرين کلام مارکس در اين مورد بوده است. در حالی که برخی از آنها با مارکس سالهای ١٨۵٠ موافقند، برخی ديگر با او مخالف بوده و او را مورد انتقاد قرار میدهند. در گروه اول «آر. پالمه دوت»R. Palme Dutt ، «آ. آر. دسايی»A. R. Desai «و. جی. کيمان» V. G. Kiema و «شلومو آوينری» Shlomo Avineri؛ و در گروه دوم «سمير امين»Samir Amin و «ام. بارات براون»M. Barrat Brown قرار دارند. اين درست است که مارکس و انگلس در سالهای دو دهه ١٨۴٠ و ١٨۵٠ اميدهای خود را بر تجارت آزاد و توسعه بازار جهانی به عنوان افزاری برای تضمين پيروزی سرمايهداری در همه جا قرار داده بودند، ولی همانطور که «اچ. ب. ديويس»H. B. Davis به درستی خاطر نشان شده است «اما با انباشت فاکتها در ارتباط با استعمار، شور و شوق مارکس برای سرمايهداری به مثابه يک افزار تغيير به سردی گراييد.» چنانکه خواهيم ديد مارکس بعداً نظر اوليه خود در باره نقش حياتبخش سرمايه بريتانيا در هند را رها کرد. اما اين تحول در انديشه مارکس معمولاً ناديده گرفته میشود.
ادامه مطلب
کارل مارکس انقلاب را لوکوموتیو تاریخ نامیده اگر آن را زایش د نیای نو بنامیم آنکاه خیلی از انسانها آن را با تروریسم یکی میدانند در این مقاله سعی شده نظر مارکسیسم را درباره زور و قدرت بشتر موشکافی وبرسی کند. زور ویا نام دیگر آن قدرت برخورد یک نفر ویا ما بین یک گروه کوچگی از انسانها نامیده می شود که از درون یک جامعه به پیرامون اطرف خود تاثیر میگذارد. که با یستی دلیل آن را درپیرامون همان جامعه جستجو کرد که اغلب به شگل حاکم ومحکوم تقسیم میشود . طبقه حاکم اکر به حکومت برسد سعی میکند با قدرت نظامی وهمه امکانات موجود به مستحکم کردن موقعیت خود وادامه حکومت و استفاده از زور را بی توجه از تمام انتقادهای وارده حق خود بداند.
ادامه مطلب
لنین
" مجله کارگرى" تروتسکى مجله تروتسکى براى کارگران است زيرا در آن نه از ابتکار کارگرى اثرى هست و نه از ارتباط با سازمانهاى کارگرى. موضوع اين است که بدترين نمايندگان بدترين بقاياى فراکسيونيسم با مارک "غير فراکسيونيسم" نسل جوان کارگر را اغفال مينمايند. جا دارد براى توضيح اين مطلب کمى تأمل شود. هر فلز بَرّاق طلا نيست. جملات تروتسکى بسيار پُر زرق و برق و پُر هياهو ولى تماما عارى از مضمون است. "خودکشى" تنها يک عبارتپردازى و آنهم يک عبارت توخالى و فقط "تروتسکيسم" است. اينها تلاشهاى زبونانهاى است ولى بالأخره بايد پرده از رخسار اين پيشوايان گروههاى روشنفکرى که از خودپسندى کارشان به عنانگسيختگى کشيده برداشت زيرا خود مولّد انشعابند و آنگاه فرياد وا انشعابا بر ميآورند و پس از اينکه طى متجاوز از دو سال در برابر "کارگران پيشرو" دچار شکست کامل گرديدهاند با بيشرمى شگفتى به تصميمات و اراده اين کارگران پيشرو تف مياندازند و آنان را "پريشانهاى سياسى" مينامند. غير فراکسيونيسم" تروتسکى همانا از لحاظ نقض گستاخانه اراده اکثريت کارگران، انشعابطلبى است. ولى آيا اين خيلى مبتذل نيست؟ آيا اين سلاح از زرّادخانه آن دُورانى گرفته نشده که تروتسکى در مقابل دانشآموزان جلوه ميفروخت؟ نسل جوان کارگر لازم است بخوبى بداند با چه کسانى سر و کار دارد، هنگامى که افرادى با ادعاهاى مافوق تصور در مقابلشان ظاهر ميشوند - کسانى که به هيچ وجه مايل نيستند نه آن قرارهاى حزبى را که در سال ١٩٠٨ صادر شده و روش حزب را نسبت به انحلالطلبان معيّن و تثبيت نموده است، بحساب بياورند و نه به تجربه جنبش کارگرى کنونى روسيه که وحدت اکثريت را بر زمينه قبول کامل قرارهاى نامبرده بوجود آورده است، اعتنا نمايند.
ادامه مطلب
پشت ميله هاي زندان فقر
ادامه مطلب
دکتر فریبرز رئیس دانا
به ايران نگاه كنيم. براي شما و كساني كه زير خط فقر مطلق بهسر ميبرند آمار دقيق و درستي نيست. مسئولان و كارشناسان و نظريهپردازان كه براي سالها اقتصاد را به سمت سلطهي سود و سرمايه و بازار و حذف قدرت مردمي و تشكل و انسجام كار سوق دادهاند آمارهايي از 10 درصد تا 20 درصد (و بيشتر 16 درصد) ارائه ميدهند. اگر كمي منصف باشيم و خط فقر مطلق را بر حسب ضروريترين نيازها يعني خوارك به اضافهي مسكن تعريف كنيم.
ادامه مطلب
دکتر فریبرز رئیس دانا
ماركس را معمولاً به عنوان يك انديشمند اروپايي در نظر ميگيرند، كه اساساً به تاثيرات صنعتي شدن بر جامعه غربي توجه دارد، با اين وصف پيام او در جهت يك رستگاري جهانشمول است. درحاليكه نظريههاي وي سنن فلسفي يهودي ـ مسيحي و تجربه تاريخي غرب را پيش ميكشد. چنين مينمايد كه امروز در جهان غيراروپايي است كه قويترين طنين را دارد. با وجود چين و كوبا به عنوان راديكالترين مدافعان جهانبيني ماركسيستي، به نظر ميرسد كه ماركسيسم سلاحي شده است برنده در دست ملل توسعه نيافته عليه توسعه يافتهها و صنعتيها.
ادامه مطلب
الكس كالينيكوس
ترجمه احمد سيف
احتمالا پوپربخاطر يك كتاب، « جامعة باز و دشمنانش» كه در 1945 چاپ شد در خاطره ها می ماند. دو صدراعظم پيشين آلمان، يكی صدراعظم سوسيال دموكرات، هلموت اشميت و صدراعظم محافظه كاران، هلموت كهل، پوپر را به عنوان فيلسوف« جامعة باز» ستوده اند. منظور پوپر از « جامعة باز» به واقع جوامع مدرن سرمايه سالاری ليبرال بود. به واقع متاسف كننده خواهد بوداگر شهرت پوپر تنها بخاطر كتاب جامعة باز او باشد. در سالهای بسيار دور، منتقدان، بخش هائی از اين كتاب را كه در بارة افلاطون و هگل بود از حيز انتفاع انداختند.سالهای زيادی گذشته است كه دانشجويان جدی افلاطون و هگل برای انتقادات پوپراز اين دو ارزشی قائل نيستند. بخشی كه به ماركس می پردازد تركيبی از جزميت، آشفته گوئی است .
ادامه مطلب
ا. آذرنگ
جامعه ایران در کدام مرحله از انقلاب اجتماعی قراردارد؟ پاسخ به این سئوال گام نخست براي ورود به بحث پیرامون سیاستهای درست و موثر مبارزاتی، برخورد به امر اتحاد نیروها و همچنین انتخاب تاکتیکهای مناسب روز به شمار ميرود. نیروهاي مترقي و پیشرو پس از تعیین مرحله انقلاب است که مي توانند بر اساس یک ارزیابي دقیق و همه جانبه از شرایط مشخص عیني و ذهني، داخلي و خارجي، و با در نظر داشتن آرایش طبقاتي و توازن نیروها، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت جنبش را نشان داده و مناسب ترین سیاست ها و شعار ها و اتحاد ها، و شیوه های مبارزه را براي دستیابي به آن اهداف، تعیین و پیشنهاد کنند.
ادامه مطلب
متن سخنرانی رفيق ميگوئل فيگوئروآ، رهبر حزب کمونيست کانادا، در همایش حزب کمونيست ونزوئلا تحت عنوان «سوسياليسم علمی: تجربيات و مبارزات برای ساختمان آن در قرن بيست و يکم»**مطمئنم که از جانب هيأتهای نمايندگی و احزاب برادر صحبت می کنم اگر بگویم که «ما 100 درصد با شما هستيم، و مطمئن هستيم که انقلاب بوليواری و سوسياليسم پيروز خواهد شد!». بدون ترديد، «موج دوم» سوسياليسم يعنی «سوسياليسم قرن بيست ويکم» خود را آنجا از «موج اول» ساختمان سوسياليستی متمايز میسازد که نيروهای انقلابی امروز امتياز تحليل و آموختن از تجربيات پيشين- هم دستاوردها و هم شکستها و انحرافات آن تجربيات- را دارند، و از اين نظر ما با اطمينان پيش بينی میکنيم که «سوسياليسم نو» از موج پيشين ساختمان سوسياليسم بهتر، قوی تر و ماندگار تر خواهد بود.
ادامه مطلب
هادی پاکزاد
اسیر شدن در افشای «جبههی ارتجاع ضد امپریالیستی» کافی بهنظر نمیرسد! اگر تعریفی کاربردی و عملی از «جبههی مترقی ضد امپریالیستی» ارایه داده نشود!. اگر جبههی ارتجاعی ضد امپریالیسم، از دسته گروههایی تشکیل شوند که همگی آنان ارتجاعی هستند و لذا مبارزهی آنان با امپریالیسم حاصلی معکوس به بار میآورد که در تحلیل نهایی به نفع امپریالیسم تمام میشود، باید پذیرفت که جبههی مترقی ضد امپریالیستی از دسته گروههایی تشکیل شده باشند که حاصل کار آنها مثبت است و برای امپریالیسم دردسر ساز هستند و نتیجهی کار هم به نفع تودههای تحت ستم تمام خواهد شد. تمام سخن و مساله همین است: چگونه باید بین این دو جبهه که هر دو ضد امپریالیسم هستند اما یکی ارتجاعی و دیگری مترقی، تفکیک قایل شد.
ادامه مطلب
سیامک طاهری
با فروپاشی آنچه «سوسیالیسم واقعا موجود» نامیده میشد، ضربات پیگیر بر پیکر سوسیالیستهای جهان وارد آمد. غارتگران بینالمللی، با تمام نیرو میکوشیدند که هیچ نشانی از اندیشهی رهاییبخش بشری باقی نگذارند. در چنین شرایطی نیروهای مقاومت سوسیالیستی به صورت جزیرههای پراکنده در اینجا و آنجا به پایداری و استقامت روی آوردند. ارتباطات از هم گسیخته و انبوه تبلیغات خصمانه کار را هرچه دشوارتر میکرد. تکه پارههای جنبش سوسیالیستی در گوشه و کنار جهان به ارزیابی تجربیات گذشته پرداختند. با فرو نشستن غبار هیاهوی تاراجگران جهان و رشد آرام و متین دیگربارهی جنبش سوسیالیستی در جهان، نیروهایی شکل گرفتند که هر چند دل یکی داشتند، اما تجارب گوناگون آنان ازسویی به تنوع جنبش سوسیالیستی منجر شده بود و از سوی دیگر این تنوع باعث سختی کار میشد.
ادامه مطلب
بيست سال اقتصاد نخبه سالار و فرصت های پيش آمده برای تغيير ساختار
سوزان جورج/برگردان: بهروز امين
سازمان دهندگان اين همايش از من خواسته اند كه تحت عنوان «بيست سال اقتصاد نخبه سالار» تاريخچه مختصری از نئوليبراليسم ارايه كنم. متاسفم به شما اطلاع بدهم كه برای اين كه حرف معنی داری زده باشم بايد بيشتر، يعنی 50 سال به عقب برگردم. به سالهائی كه جنگ دوم جهانی تازه به پايان رسيده بود. در 1945 يا 1950 اگر شما از سياست هائی كه اساس نگرش نئوليبرالی را تشكيل می دهند سخن می گفتيد نه فقط به شما می خنديدند بلكه شما را به تيمارستان می فرستادند. حداقل در كشورهای غربی در آن دوران، همگان پيرو كينز، سوسيال دموكرات، سوسيال دموكرات مسيحی بوده و حتی رگه هائی از ماركسيسم داشتند.
ادامه مطلب
سیامک طاهری
با گذشت نزدیک به 28 سال از وقایع بهمن 57، با وجود تمامی فراز و فرودهایی که این انقلاب از سر گذرانده است، آنچه که به عنوان یکی از بزرگترین مشخصههای آن بهشمار میرود، نظم (بینظمی) لیبرالی است. بهعبارت دیگر سرمایهداری ایرانی در کلیترین وجوهاش به همان راهی میرود که پیش از این تکانهی عظیم اجتماعی میرفت. پس به ناچار با همان مشکلات، اما در ابعادی بس عظیمتر دستبهگریبان شده است.
ادامه مطلب
دکتر ناصر زرافشان
در شماره 16 روزنامه هم ميهن مصاحبه اي با آقاي عباس ميلاني زير عنوان "روزگار سپري شده روشنفکران چپ" منتشر شده است که در آن بنا به توضيح مصاحبه کننده قرار بوده است درباره "روشنفکران چپ ادبي و دلائل تفوق طولاني آنها بر فضاي فکري جامعه " بحث شود؛ اما اگر از چند فتواي کوتاه و بدون دليل راجع به چند چهره ادبي بگذريم ، آنچه در اين مصاحبه مورد بحث قرار گرفته ، بجاي چپ ادبي ايران ، جنبش چپ بطور کلي و در همه جهان و بخصوص جنبه هاي سياسي و ايدئولوژيک آن است ؛ و از کائوتسکي و لنين و گرامشي و مائو تسه تونگ و لين پيائو گرفته تا کامبخش و خليل ملکي و آريان پور ، از طبري و ترويج مارکسيسم و فروغي و تجدد فکري در ايران و "سير حکمت در اروپا" گرفته تا مصدق و کودتاي 28 مرداد و ماهيت اين کودتا و جريان تشکيل حزب رستاخيز و ايدئولوژي آن و نو تاريخي گري و بي حافظگي تاريخي ايرانيان سخن رفته است که بديهي است هيچ يک از اين مباحث ، بحث ادبي نيست ، و هيچ يک از اين چهره ها نيز چهره هاي ادبي و هنري نيستند.
ادامه مطلب
هادی پاکزاد
هنگامی که ضرورت حرکت وجود داشته باشد، اما جهت ریشهای آن برای حرکتکننده چندان مشخص نباشد، در نهایت؛ حرکت به خاطر حرکت انجام میگیرد! و چون هیچ حرکتی بیدلیل معنا نمییابد، معنا و یا معانی چنان حرکاتی را باید در آن عوامل پیدا و ناپیدایی جستجو کرد که آگاهانه موجب چنان حرکتهای نامشخصی میشوند. این امر از آن رو صورت میگیرد تا نیروهای پیشرو و ترقیخواه نسبت به اهداف و یا مقاصد اولیهی خود دور شوند و خود را به حرکتهایی دلخوش کنند که خود نمیدانند چرا چنین و چنان حرکتهایی برایشان تعیین شده و چرا در چنین ورطههایی به درغلطیدن مجبور شدهاند!
ادامه مطلب
ا. م. شیزلی
سیاست اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، همان سرمایه داری مبتنی بر مالکیت خصوصی، استثمار و تولید ارزش اضافه است که، با اجرای وارونۀ اصل ٤٤ قانون اساسی، یعنی خصوصی سازی مراکز و منابع پایه ای، اقتصاد کشور را به سوی تطبیق با برنامه های تعیین شده از سوی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، سوق می دهد. خصوصی سازی در ایران گامهای شتابزده ای است که، بطرف تشکـیل انحصارات بزرگ سرمایه داری(صرفنظر از سطح رشد و یا عـقب ماندگی اقتصادی)، برداشته میشود. درست همین امر، علت العلل اصلی تشدید فشار و خفـقان، سرکوبیهای گسترده جنبشهای صنفی کارگری، معلمان، زنان و دانشجوئی، بگیر و ببندها و اعدامهای جمعی، تحت بهانه های مبارزه با « فساد و شرارت»، «با مزاحمین نوامیس مردم» در کشور گردیده است.
ادامه مطلب
هادی پاکزاد
اغلب پیش آمده است که دربارهی تغییر «هرآنچه که نباید باشد» موردِ پرسش قرار میگیریم، ولی واقعیت این است که هیچ دستورالعمل و یا نسخهای را نمیتوان به دور از درک مجموعِ شرایطی داد که آن شرایط اجازه داده است تا «نباید» ها بهطور ملموس و عینی حضور داشته باشند. حرفم را روشنتر بگویم: نباید اکثریتِ مردمانی که عاملِ اصلی تولید کالاها هستند در زیر خط فقر باشند، نباید اقلیتِ صاحبِ سرمایه برخوردار از همهی نعماتِ تولید شده توسط همان زیر خط فقر نگهداشته شدهها باشند، نباید تفاوتِ طبقاتی جوانان را از کار گریزان کند و بخشی را به اعمالی وادارد که بخواهند یک شبه ره صد ساله را طی کنند و در مسیرهایی قرار گیرند که عاقبتِ آن، حتا درصورتِ موفقیت، زندگی سالم و آسایشآور نام ندارد، نباید در یک جامعهی سالم دزدی باشد، نباید بوروکراتیسم در ادارات بیداد کند...
ادامه مطلب

کارل مارکس
پیکارگر،شماره ۹
ازسوی دیگر تاریخ، آری در این مورد آمار و ارقام وجود دارد، به کاملترین وجهی از زمان قابیل به اینسو، ثابت کرده است که هیچگاه آدمیان در نتیجه مجازات نه اصلاح و نه منصرف شده اند، بلکه قضیه درست برعکس آن بوده است .
ادامه مطلب
همه چيز بايد متمرکز شود. «در دسترس» باشد، مناطق مسئوليت بودجه خود را بر عهده گيرند. بازار آموزشي و بهداشتي راه بيندازند تا تعيين قيمت شود و اين امور را اداره کنند. سپس زمان آن مي رسد که بيمارستانها، مدارس يا ادارات پست محلي بسته شوند چرا که سودآور نيستند. بايد با شرکتهاي محلي شريک شد و مجاني بودن بهداشت و آموزش را زير علامت سئوال برد. همه چيز بايد خصوصي شود، وظايف آموزشي و بهداشتي به وظايف کوچک و مجزا تفکيک و به افراد يا بخش خصوصي واگذار شوند.**فردريش هايک در سال ١٩٤٤ مي گفت: «اگر مي خواهيم اميدي به بازگشت اقتصاد آزاد داشته باشيم، بايد امر کاهش نفوذ سنديکاها را با اهميت بشماريم.»
ادامه مطلب
مطلب رسیده
یکی از علل ضعف مبارزات مردم در ایران و بویژه سازمانهای سیاسی ایران در این واقعیت است که آنها ارزش واقعی را به مبارزه ملی و به مبارزه دموکراتیک و ارتباط ناگسستنی آنها بهم، نمی دهند.مبارزه ملی یک مبارزه ضد امپریالیستی است، مبارزه ای علیه قدرت خارجی و برای حفظ استقلال ملی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی است و مبارزه دموکراتیک مبارزه ای برای دست یابی به آن چنان حقوقی است که منافع عمومی خلق را که اکثریت جامعه است در برگیرد. حقوق و خواستهای دموکراتیک از زمره این حقوق عمومی اند. این دو بخش مبارزه لازم و ملزوم یکدیگر هستند و جدا کردن آنها از هم می تواند صدمات جبران ناپذیری به مبارزه مردم ایران بزند. البته ممکن است در هر مرحله از مبارزه از جمله تجاوز رسمی امپریالیسم به خاک کشوری یک جنبه این مبارزه تقویت شود و جنبه دیگر را موقتا تحت اشعاع خویش قرار دهد و به آن جنبه عمده دهد ولی بهر صورت رابطه مبارزه ضد امپریالیستی و دموکراتیک ناگسستنی است.
ادامه مطلب
احسان طبری
چه کسانی امروز با تمام قوای خود در راه بیداری جامعه ایرانی و آگاه ساختن مردم کشور ما در باره ی منافع ملی خودشان می کوشند؟ چه کسانی در راه نجات میهن ما از چنگال امپریالیسم، در راه تأمین آزادی سیاسی و اقتصادی استواری برای آن مبارزه می کنند؟ چه کسانی بدون توجه به آسودگی خود، بدون اعتنا به مقام، بدون پروای از خطرات، در برابر دشمنی نیرومند، دم از رهایی قطعی اکثریت زحمتکش می زنند و در این راه مرگ و زندان را با پیشانی گشاده استقبال می کنند؟ کسانی که در جناح دموکراسی واقعی، در جناح منافع رنجبران ایران سرگرم پیکارند، این ها هستند که نمونه واقعی عشق به میهن را از خود نشان می دهند. ولی همچنین این ها هستند که از جانب غارتگران ملت، اسیر کنندگان ملت، چاکران ایرانی امپریالیزم در معرض شومترین و زشتترین اتهامات قرار می گیرند؛ که از آن جمله تهمت بیگانه پرستی، تهمت پامال کردن اصول ملی و لاقیدی در مورد میهن است. از میان اتهامات کلانی که غارتگران اجتماع به قرمانان مبارزه بر ضد ظلم و امتیاز وارد می سازند این تهمت از همه رایج تر و از همه کلانتر است و در عین حال تهمت نیز تهمت تازه ای نیست.
ادامه مطلب
:مطلب رسیده
شاهین . وین
این روزها دراین فکر بودم که چه چیزی سازمان اکثریت به راهی کشاند که ازآن چیزی نمانده و روز به روز کوچک وکوچکتر می شود وشاید هم توهم عامل این کجراهیهائی سازمان باشد که از داخل کشور بخصوص بعد از انشعاب اقلیت و جناح چپ آغاز و بدنبال آن با تئوری راه رشد غیر سرمایه داری و نزدیکی به احزاب برادر وتا حد وحدت با حزب توده و در کنار آن خوش باوری سیاسی در مورد حاکمیت جمهوری اسلامی وعدم استقلال سیاسی چه در تئوری و چه در پراکتیک کشیده شد و باعث ورشکستگی سیاسی سازمان در داخل کشور و زیر فشار رفتن اعضاء و هواداران سازمان در محیط زندگی خود آن هم با برچسبهائی چون جاسوس ...... (چه از طرف آنارشیستها و مغرضان ،چه از طرف نا آگاهان که تحت تاثیرخط دستگاه های جاسوسی ضد کمونیستی در افتراق ودامن زدن به فضای بدبینی ودروغ زنی به بازیچه و فعله بی جیره ومواجب مرتجعین بدل شدند و شکست خود رادر فرافکنی های ناصادقانه بر دوش مخالفین نظری خود انداختند وبدون در نظر گرفتن صحنه نبردخود واشتباهات فاحش و گاه غیر قابل بخشش که موجب اتلاف و ازبین رفتن نیروهای آنان گشته بود،به جای آسیب شناسی و درس آموزی از گذشته سرکوب خود را بر دوش دیگر سرکوب شدگان انداختندکه البته این موضوع بیشتر در سطح هواداران نا آگاه وسازمانهای نه چندان خوشنام مشهود است.) گردید.
ادامه مطلب
فرزين خوشچين
توطئه گران، آنارشيستها و هواداران اقدامات چريکی و ترور در جنبش کشورهای گوناگون وجود داشته و تاثير بسياری بر روند حوادث زمان خود گذاشته اند. در اینجا با سرگی گناديه ويچ نچايف(1882-1847) آشنا می شويم. همراه پتر تکاچف و چند تن ديگر "کميتهء حزب انقلابی روسی" را پايه گذاری کرد. بزودی پليس وی را زير نظر گرفت، ولی نچايف به خارج گريخت و از آنجا به رفقای خود نوشت، که پليس وی را دستگير کرده و ابتدا وی را به زندان مخوف "دژ پتروپاول" انداختند، ليکن سپس، در راه تبعيد به سيبري، وی توانست از دست نگهبانان بگريزد! بدين برتيب، نچايف برای خودش شهرت بزرگی فراهم کرد. گام بعدی وی آشنايی با انقلابيان مشهور تبعيدی بود. بدين ترتيب، نچايف، که خود را رهبر "کميتهء انقلابی" وجود نداشته معرفی کرده بود، از باکونين نمايندگی "اتحاديهء جهانی انقلابيان" را، که آنهم فقط روی کاغذ وجود داشت، دريافت کرد. نچايف در پاييز 1869 به مسکو رفت و سازمان "انتقام خلق" را در بين دانشجويان تشکيل داده و ديکتاتوری فردی خودش را برقرار ساخت. ولي، دانشجويی به نام ن. ايوانوف آشکارا با روش نچايف به مخالفت برخاست، که در نتيجه، نچايف وی را کشت و دوباره به خارج فرار کرد وی در 1882 از بيماری استسقاء(آب آوردن) در 35 سالگی زندگی را بدرود گفت.
نيچايفشينا کیستند:
برای تن، تعدی و برای روح، دروغ. براستی اعتماد متقابل، همدردی جدی و سختگيرانه، فقط بين ده تن وجود دارند، که تقدس درونی جامعه را می سازند. همهء آنهای ديگر بايد ابزار کوری باشند، مانند ماده ای برای به کار بردن در دست اين ده تن، که واقعا همدرد هستند. مجاز و قابل درک است، که آنها را بفريبند، بدنام کنند، بچاپند، و در صورت نياز، حتی آنها را به کشتن بدهند؛ اين گوشت دم توپ توطئه هاست... به نام عمل، او بايد صاحب شخصيت شما باشد، بدون اطلاع شما. برای اين او جاسوسی شما را خواهد کرد و کوشش خواهد کرد تا به همهء اسرار شما دست پيدا کند. و برای همين، در نبود شما، هنگاميکه در اتاق شما تنهاست، او همهء کشوهای شما را باز می کند، همهء نامه های شما را می خواند، و هرگاه نامه ای جالب به نظر او برسد، يعنی از هر نظر، که برای شما يا برای يکی از دوستانتان بدنام کننده باشد، او آنرا می دزدد و آنرا بدقت مخفی می کند، همچون مدرکی بر عليه شما و يا دوست شما. او اين کار را با ,و,، با من، با تاتا(يعنی با ن.پ. اوگاريوف و ناتالي، دختر گرتسن) و با دوستان ديگر انجام داد،- و هنگاميکه دور هم جمع شده بوديم، ما گناه وی را ثابت کرديم، و او رويش شد، که به ما بگويد:" خب، بله! اين سيستم ماست،- ما مانند دشمنان هم به شمار می آييم و اينرا وظيفهء خود می دانيم همه را، هرکس را، که مطلقا با ما نيست فريب بدهيم، بدنام کنيم"،- يعنی اينکه هر کسی را، که فريبايی اين سيستم را باور ندارد و قول نداده است، که به آن کمک کند، همانند همين آقايان.اگر شما او را به دوست خودتان معرفی کنيد، نخستين وظيفهء وی کوشش برای ايجاد عدم توافق بين شماست، بگو مگو، تحريک،- در کوتاه سخن، شما را به جان هم خواهد انداخت. اگر دوست شما زن يا دختر داشته باشد، او کوشش خواهد کرد او را بفريبد، فرزندش را تصاحب کند، برای اينکه او را از حيطهء اخلاق رسمی بيرون بکشد، برای اينکه او را به اعتراض انقلابی اجباری بر عليه جامعه بيافکند...
مقاله را در ادامه مطلب پی گیری کنید.
ادامه مطلب
چرا دین چنان قدرتمند است که حتی سیاست ضد دینی شوروی نیزدر مقابله با آن درماند
زمانی که ولادیمیر لنین در اروپا با چشمان پر اشتیاق در انتظار انقلاب بود، از آزادی بیان مذهبی در روسیه دفاع میکرد. ولی هنگامی که در نوامبر ۱۹۱۷ به قدرت رسید، به نظریه انهدام ضروری و مارکسیستی دین، چه بطور نهادی وچه روان شناختی، بازگشت. تئوری مارکسیستی پیش بینی میکرد که پایان جنگ طبقاتی بطور اتوماتیک به فروپاشی روبنائی دین خواهد انجامید، و لئو تروتسکی بر این عقیده بود که خرافه روسی میوژیک {۲} از پیش مشرف به کفر و بی خدائی بود – یعنی از پیش تمام چیزی که لازم بود تا با تلنگری تمامی لاشه پوسیده آن در هم فروریزد را در خود داشته است (مثل کشتن تیخون رهبرارتدوکس). ولی لنین میدانست که این امر مهم {انهدام دین} کار ساده ای نیست.
ادامه مطلب
ابزار جدید حفظ سلطه امپریالیسم آمریکا بر جهان
قرن ۲۰۰۰ به چه چیز شباهت دارد؟ چگونه دویست دولت سیاره به ایفای نقش ها می پردازند؟ بی شک برخی از آن ها تأثیرهای بسیار زیادی نسبت به دیگر دولت ها داشته اند و دارند، امّا یک کشور، یعنی ایالات متحد که مجهز به قدرت برتر اقتصادی، نظامی و فرهنگی است، همه چیز را برای حفظ برتری انکارناپذیر خود بکار گرفته است. این کشور به خصوص خوب درک می کند که چگونه یک جانبه قاعده های بازی «عصر الکترونیک» را به نفع خود تعیین کند تا فرمانروایی وی بر شبکه های سیاره ای این کشور در قرن جدید تأمین گردد. در این چشم انداز اینترنت می تواند قبل از هر چیز به توسعه تجارت آمریکا کمک کند. البته، این هژمونی ابدی نیست و اکنون اروپا و برخی کشورهای جنوب باتوان اندک تلاش برای تن ندادن به این سرنوشت را آغاز کرده اند.
ادامه مطلب
ک. ابراهيم
روابط ديپلوماتيک حسنه بين دولتهای کوبا، ونزوئلا و اخيرا نيکاراگوا با دولت جمهوری اسلامی ايران ـ کشورهائی که به عنوان ضدامپرياليست و با گرايشات چپ شناخته شدهاند ـ و با دولت ايران در ضديت با سلطهطلبی آمريکا تا حدی وجه مشترکی دارند، نه تنها جناح راست بورژوازی ايران را به مبارزهی سياسی ـ پورنوگرافيک عليه اين روابط کشانده، بلکه نديدن اختلاف منافع نظامهای سرمايهداری عقب افتاده با نظامهای انحصارات فراملی با يکديگر از يک سو و تضادهای ناشی از اين منافع از سوی ديگر، در ٢٨ سال اخير و به ويژه پس از شروع جنگ عراق و ايران تا به امروز، التقاط گری نظری و متعاقب آن موضعگيريهای سياسی گوناگون و بعضا کاملا متضادی را درميان نيروهای سياسی، دامن زده است.
ادامه مطلب
احسان طبری
تبعيت از حقيقت، اجراى وظايف خود و مراعات حقوق ديگران برجسته ترين و عمده ترين صفات مثبته انسانى است. انسان بايد دارای دو وجدان باشد: وجدان منطقى (يا علمى) يعنى وجدانى كه دروغ و ضد حقيقت را تحمل نكند و وجدان اجتماعى يعنى وجدانى كه ستم و ضد عدالت را تحمل نكند. اى خواننده! خود را در خلوت خويش با اين ملاك ها و معيارهاى داورى بسنج و اگر لازم شد از نيروى شگرف عبرت و اراده كه در انسان است براى تجديد تربيت خود مدد بطلب!
ادامه مطلب
انوشه کیوان پناه - المیرا مرادی
اين تنزل در موقعيت اجتماعی روشنفکران است که اغلب به آنارشيسم و «واکنش های خشمگين» می انجامد.**آيا از روشنفکرانی که ارباب و رعيت، کارگر و کارفرما را«برادر» معرفی کرده و تضاد بين آنها را «ماجرا»يی می دانند که مارکسيست های مبتلا به «عفونت منطقی» به راه انداخته اند، می توان انتظار داشت به «مسائل کارگری» توجه داشته باشند و اگر روزی و روزگاری هم از سر پراگماتيسم و فعاليت های «حقوق بشری» به «مسائل کارگری» هم توجه مبذول نمودند، می توان آن توجه را جدی گرفت؟**جهان بينی حاکم بر نظام آموزشی آميخته ای از جهان بينی سرمايه داری آزاد، مارکسيسم ستيزی، و جهان بينی های سنتی ماقبل سرمايه داری است. برخی ها مايلند جهان بينی حاکم را در امثال شريعمتداری ها، ده نمکی ها و پور ارغندی ها خلاصه کرده و نقش عبدالکريم سروش، موسی غنی نژاد، صادق جنان صفت، سعيد ليلاز، سعيد حجاريان، اکبر گنجی، عطريانفر، قوچانی و امثالهم در آن را ناديده بگيرند.مارکس نوشت وظيفه «روشنفکر انقلابی» اين است که توانايی و قابليت های انتقادی و تحليلی، شناخت روند تاريخی و درک شرايط اقتصادی و اجتماعی واقعی را در جهت تعيين دقيق و بموقع عمل انقلابی به درون جنبش خود بخودی طبقه کارگر ببرد. به نظر مارکس روشنفکر انقلابی بايد آينده نگر باشد، اما، پرولتاريا بعد از يافتن سمت گيری انقلابی، به اين تمايل دارد که از محدوديت های خود فراتر برود و کمتر به امکان شکست توجه نمايد. روشنفکران انقلابی بايد نسبت به «قيام های» زودرس هشيار بوده و قاطعانه عليه شورش های بی موقع و کور عمل نمايند.
مارکس در مقاله ای که در شماره 4 Neue Rheinische Zeitung Revu در سال 1850 منتشر شد نوشت:
«روشن است که اين توطئه گران خود را به وظيفه صِرفِ سازماندهی پرولتاريا محدود نمی کنند؛ ابداً. مشغله آنها دقيقاً در تلاش برای جلو زدن از روند انقلابی در حال رشد قرار دارد، در به بحران کشيدن مصنوعی آن، برای آفريدن يک انقلاب نازا، برای ساختن يک انقلاب بدون شرايط انقلابی.» با توجه به آنچه که تاکنون گفته شد، بايد پرسيد در شرايط مشخص جامعه ايران، وظايف روشنفکران مارکسيست، در قبال جنبش خود بخودی طبقه کارگر چيست؟ ما در نوشته ديگری، پاسخ خود به اين پرسش را مطرح خواهيم کرد.
ادامه مطلب
هادی پاکزاد
بهدنبال فروپاشي اتحاد شوروي، امپرياليستها توانستند مفهوم «مالكيت همگاني بروسايل توليد» را با مالكيت منوپوليسمِ دولتي كه با اتحاد شوروي خورشچف شروع شده بود، يكسان معنا سازند و هرگونه توسعه، پيشرفت و برخورداري از سعادت را در گرو تبعيت و دنبالهروي از نظام مبتني بر «مالكيت خصوصي» القاء کنند. اين امر تا آنجا پيش رفته است كه هر كشوري نتوانسته در اين مسابقهی «خصوصيسازي» گامهاي بلندتري نسبت به ديگران بردارد، تمام بدبختيها را به گردن اين ناتوانايياش گذاشتهاند تا جایی که مجبورش میکنند باران سرزنشهاي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول را بهجان خريدار باشد.
ادامه مطلب
ناهید خیرابی
این روزها باز هم هیستری چپ ستیزی به شکل غریبی در میان جماعتی آشنا در کشور ما عود کرده و فضای سالم بحث و گفت و گو و تعامل منطقی بین نیروهای پیشرونده را مسموم ساخته است. به نظر می رسد که در این هنگامه وظیفه حکم میکند، با صبوری و حفظ مواضع عینی و علمی خود با هم و یا برای مخاطبینمان بنویسیم و حرف بزنیم. این نوشتار در نگاهی کوتاه به نقد بخشهایی از گفت و گوی روزنامه توقیف شده "هم میهن" چهارشنبه ۹ خرداد ۱٣٨۶ با آقای عباس میلانی زیر عنوان «روزگار سپری شده روشنفکران چپ» میپردازد.
ادامه مطلب

گفتگوی فریبرز رییس دانا که در پی می آید در دو شماره باعناوین « خصوصي سازي در اقتصاد ايران » و « اقتصاد و دموکراسي در گفت وگو با فريبرز رئيس دانا : روزگاري که راه گم شده است » در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است.
ادامه مطلب
انوشه کیوان پناه
متاسفانه درخارج کشورشاهدحرکت هایي هستیم که بیشتربه برپاکردن آتش کناري ومنحرف کردن جنبش عمومي ازانجام بخشي ازوظائف خطیرآن دراین عرصه شبیه است.یکي ازاین حرکت ها،کارزار تبلیغاتي است که به بهانه هاي مختلف علیه «فدراسیون جهاني سندیکایي» و پانزدهمین کنگره آن و مستقیم یاغیرمستقیم به سود «کنفدراسیون جهاني اتحادیه هاي کارگري آزاد»به راه انداخته شده است.براي درک بستر واقعي این کارزار،توجه به نکات زیرضروري است:1-ایدئولوژي زدایي بخش هایي ازجنبش چپ وپذیرش سوسیال دموکراسي راست ازجانب آنهاو پیدایش تشکیلات سیاسي« چپ دموکرات».
ادامه مطلب
مزدک رهایی
براستی هدف از این آدرس غلط دادن ها چیست . آیا باعث می شود شهامت ما در پرسش گری و روشن شدن زوایای تاریک تحلیل رود. به نظر دوستان آبروی ریخته شده در اثر بی مبالاتی های خود را نه با مبالات کردن و تلاش در علمی تر و دقیق تر نوشتن ، که با استفاده از قدیمی ترین تکنیک های شانتاژ خبری که امروزه منسوخ شده است می خواهند به جوی سابق برگردانند. آنجا که کفگیر اندیشه به ته دیگ خورده است، صدای آن گوش خراش و کذاب می شود و هاتف عزیز به نظر می رسد که شما از این اتفاق هیچ ابایی ندارید. آنچه ما می دانیم این است که منصور اسالو نه تنها جاسوس هیچ کشوری نیست که دیپلماسی کارگری خود را از روی دیپلماسی کارگری آمریکا ننوشته است که اینگونه شما نگران پیدا شدن مدارک جاسوسی او هستید و اگر نوشته که ما اینگونه اعتقاد نداریم باید جوابگو باشد که چرا نقشه خوانی از نقشه دشمن مسلم کارگران کرده است و جایگاه بدون نقد و توبیخی از سوی دیگر فعالین نمی تواند داشته باشد و در چنین بحثی قداستی وجود ندارد. ما به طور کامل به سلامت سندیکای شرکت واحد اطمینان داریم وبه خوبی می دانیم که چنین اتهامی آنقدر دور از واقعیت است که حاکمیت جمهوری اسلامی نیز توانایی و شهامت این اتهام زنی را ندارد. تنها گناه سندیکای شرکت واحد حق خواهی و خواستن حقوق مسلم کارگران است. روشن کردن و شفاف کردن فضا نه تنها جمع آوری مدارک جاسوسی برای سندیکای شرکت واحد نیست که آگاه کردن کارگران و فعالین سندیکایی از واقعیاتی است که شاید بعضی با توجه به نیات خود تمایل به افشای آن ندارند.هاتف رحمانی عزیز از شما می خواهیم که شهامت داشته باشید واشتباه خود را بپذیرید. سوال ما هم از شما این است که چرا؟ وبه کجا چنین شتابان
ادامه مطلب
انوشه کيوان پناه
المیرا مرادی
تماشايی تر از «رقص خرس بر نوک سوزن» حرکات احزاب و افراد چپی است که «همه برای رقص بر سر سوزن موسوم به "مرکز" با هم مسابقه گذاشته اند.» در تازه ترين صحنه از رقص "مرکز" گرايانه برخی احزاب و افراد چپ، و کدخدامنشی سوداگرانه حاشيه آن، به نظر می رسد يک چيز از ديد شرکت کنندگان در اين مراسم پنهان مانده است: اين همه غوغا پيرامون سفر چاوز و اورتگا به ايران برای چيست و از کجا بر می خيزد؟ درک مسئوليت چپ در اين عرصه کار چندان دشواری نيست. به دانش نظری و تئوريک فوق العاده، به قدرت تحليل خداداد يا اکتسابی و امثال اينها هم احتياجی نيست. ايستادگی و پايداری در مواضع طبقاتی چپ و بکار گرفتن شمٌ طبقاتی (يا هر آنچه از آن باقی مانده ) کافی است. مگر اينکه فرض کنيم با فروپاشی اتحاد شوروی شمٌ طبقاتی چپ هم دود شده و به هوا رفته است!
ادامه مطلب
احسان طبری
مسأله روش مارکسيستها نسبت به آزادی افراد جامعه، از همان آغاز پيدايش مارکسيسم مورد بحث بود. مارکسيسم از هواداران سرسخت و پيگير آزادی واقعی شخصيت انسانی است و درست به همي
