تاریخچهی سندیکای کارگران منبع آب تهران
گزارشی از یک فعال کارگری
منبع: فرهنگ توسعه
در دههی 20 که هنوز در تهران آب لولهکشی وجود نداشت، در هر محلهی تهران میرآبهایی مسئول تامین آب مردم محل بودند. مردم تهران با کمک میرابها آب را به داخل خانههایشان و نهایتا آبانبارها هدایت میکردند. تا این که «فرمان فرمائیان» آب شربی را در میدان توپخانه پشت بانک سپه روبروی شهربانی به توسط لوله یا شیر فشاری ایجاد کرد که به نام آب فرمان فرمائیان و سپس به نام آب شاه معروف شد. آب شاه توسط منبعهای کوچکی که توسط گاری حمل میشد به در خانههای مردم برده و هر دو سطلی یک قران فروخته میشد.
در دههی 20 شرکت سیوند که در تملک انگلیسیها بود با پیمانکاری به نام کیهانی قراردادی را امضا میکند که 6 ساختمان تلمبهخانه اصلی جهت پمپ آب برای لولهکشی تهران احداث کند. این شش تلمبهخانه به ترتیب:
1- منبع آب شماره 1 واقع در جلالیه (کارگر شمالی) روبروی میدان اسبدوانی(پارک لاله). 2- منبع آب شماره 2 واقع در یوسفآباد روبروی کلانتری
3- منبع آب شماره 3 در بهجتآباد
4- منبع آب شماره 4 در خیابان بهار بالاتر از بیمارستان شهربانی
5- منبع آب شماره 5 در قصر بیسیم
6- منبع آب شماره 6 در عشرتآباد، را شامل میشد.
در سال 1330 در این شش شعبه نزدیک به 9000 کارگر در رشتههای بنایی، آجرچینی، سیمان کاری، نجاری، آرماتوربندی، مکانیکی، آهنگری... مشغول به کار بودند. سندیکای کارگران منبع آب تهران از سال 1327 شروع به شکلگیری نمود که در سالهای 29 و 30 که فضای بازتری جهت فعالیت سندیکایی در دوران حکومت محمد مصدق پدید آمد به فعالیت گستردهای دست زد. هر شعبه منبع آب دارای یک سندیکای واحد بود که توسط هیات مدیرهای جدا از دیگر شعبات اداره میشد. از همان سالهای اولیه و شروع و اوج فعالیت سندیکایی در دههی 20 فعالین کارگری چنان تمهیدی را اتخاذ کردند که تمامی کارگران استخدام شده در هر 6 شعبه منبع آب تهران توسط سندیکا به کارگزینی معرفی و به این ترتیب پیشاپیش عضو سندیکا میشدند. به جرات میتوان ادعا کرد که 100% کارگران شاغل در منبع آب عضو سندیکا بودند. از کارکنان اداری کسی عضو سندیکا نبود ولی بودند کسانی در قسمت اداری که روابط خوبی با سندیکاها داشتند مانند آقای سیروس راستین. تا زمان شکلگیری و قدرتمندی سندیکا، کارگران روزانه 14 ساعت کار بدون اضافه کاری را انجام میدادند. تنها روزهایی که کارگر کار میکرد دستمزد دریافت مینمود. حتا در تعطیلات رسمی مانند عاشورا نیز دستمزدی به کارگران داده نمیشد. از سال 1327 به بعد، سندیکاهای هر شعبه پس از تاسیس با هم ارتباط گرفته از هر سندیکا نمایندهای جهت اداره و هماهنگی بهتر سندیکاها معرفی شدند.
از منبع شماره 1 آقای حسین ابراهیمی کارگر نجار که دبیر ارتباطات سندیکای منبع شماره 1 بود. از منبع شماره 2 آقای اسدمارالانی کارگر بنا که رئیس هیات مدیره سندیکای منبع شماره 2 بود. از منبع شماره 3 آقای حیدر معروفی کارگر بنا که منشی و مسئول مالی سندیکای منبع شماره 3 بود. از منبع شماره 4 آقای ایاز کارگر نجار که عضو هیات مدیره سندیکای منبع شماره 4 بود. از منبع شماره 5 آقای حیدر چشمشی که عضو هیلت مدیده سندیکای منبع شماره 5 بود. از منبع شماره 6 آقای حیدر یکرنگی کارگر مکانیک که عضو هیات مدیره سندیکای منبع شماره 6 بود.
از فعالین شعبهی بهار میتوان از بخش علی هاشمی کارگر بنا و بنیالله معروفی کارگر سیمان کار نام برد که مسئول کارهای اداری کارگران در وزارت کار بود. اینها از پایهگذاران اتحادیه سندیکاهای کارگران منبع آب بودند که به طور شورایی مسایل کارگری را حل و فصل میکردند. البته این شورا هیچگاه خود را اتحادیه ننامید. در سال 30 تا 32، قبل از کودتا، 3 اعتصاب هماهنگ و موفقیتآمیز توسط سندیکای کارگران منبع آب تهران در هر 6 شعبه منبع آب صورت گرفت که منجر به کاهش ساعات کار از 14 ساعت به 8 ساعت و اضافهکاری با 35% اضافه دستمزد شد. روزهای جمعه و هر تعطیل رسمی جزو روزهای کار محاسبه شد و کارگران حقوق دریافت مینمودند. این اعتصابها همگی با هماهنگی شورای متحده مرکزی و سندیکاهای کارگران دخانیات، چیت سازی و سیلو انجام میگرفت. آنها از حمایت کارگران این 3 سندیکا برخوردار بودند. یکی از ابتکارات این سندیکا تاسیس صندوق تعاون کارگران منبع آب بود که دفتر آن در خیابان فردوسی نبش فروشگاه فردوسی داخل کوچه در ساختمان 5 طبقهای قرار داشت. کارگران با پرداخت 3% از حقوق خود عضو صندوق تعاون شده و در صورت بیماری از طرف صندوق به درمانگاه یا پزشکان معرفی میشدند. هزینهی روزهای بیکاری و درمان آنها توسط صندوق تعاون پرداخت میشد. یکی دیگر از کارهای سندیکای کارگران منبع آب تهران حمایت از اعتصاب 10 روزهی کارگران کوره پزخانههای تهران بود. کارگران کورهپزخانهها توسط سندیکای خود که دبیرش آقای آقازاده بود خواستار افزایش 25% به دستمزدها و اجرای قانون بیمههای اجتماعی بود. در 6/4/1332 اعتصاب کارگران کورهپزخانهها شروع و متعاقب آن روز بعد اعتصاب کارگران کارخانه کورهسوزان در پی عدم قبول خواستهای سندیکای کارگران کورهپزخانهها اتفاق افتاد. در روز 10/4/32 وزارت کار پیشنهاد 15% اضافه حقوق را اعلام و از کارگران خواست که به سرکار خود بازگردند. با چانهزنی سندیکای کارگران کورهپزخانهها در روز 15/4/32 کارگران کورهپزخانهها با پذیرفتن 20% اضافه دستمزد و حق بیمه و کارگران کارخانه کوره سوزان با توافق وزارت کار مبنی بر 25% اضافه دستمزد به اعتصاب خود پیروزمندانه خاتمه دادند.
در این 10 روز اعتصاب، سندیکای کارگران منبع آب با جمعآوری خوار و بار و پول و رساندن آن به کارگران اعتصابی کورهپزخانه، با هماهنگی سندیکای کورهپزخانهها، سیلو، دخانیات، چیتسازی و سندیکای بنایان با نوشتن نامهای خواستار ملاقات با دکتر محمد مصدق و بازگویی مشکلات را داشتند که مورد قبول واقع نشد. اما کارگران سندیکای منبع آب با روی هم گذاشتن قران قران پول، تلگرافهای متعددی به دولت زدند و از خواستهای سندیکای کارگران کورهپزخانه و اعتصاب آنها حمایت کردند. مضمون یکی از این تلگرافها به شرح زیر میباشد:
جناب آقای محمد مصدق و وزارت کار، ما کارگران منبع آب تهران از اعتصاب کارگران کورهپزخانهها حمایت کرده و از این که حقوق کارگران کورهپزخانه مورد التفات واقع نمیشود و در دولت شما هنوز باید کارگران 14 ساعت در شبانه روز کار کرده و روزهای تعطیل را از حقوق محروم باشند و از رفاه و آسایش و بیمه محروم باشند، مورد اعتراض ما میباشد. با اعتصاب کارگران کورهپزخانه آجر مورد نیاز جهت کارهای ساختمانی منبع آب تهران فراهم نشده و عنقریب موجب بیکاری ما کارگران را فراهم خواهد آورد. چنانچه با خواستهای آنها موافقت نشود، بیکاری و اخراج دامنگیر ما خواهد شد.
کارگران منبع آب تهران
یک ماه و نیم بعد از این اعتصاب، کودتای 28 مرداد رخ داد. اعضای هیات مدیره قبل از آن که حکومت کودتا به سراغ آنها بروند از محل کار خود متواری شدند. در روز 1/6/32 نظامیان با 2 کامیون سرباز، 1 کامانکار از نظامیان زبده و 1 جیپ که حامل سرهنگ جاویدپور بود به منبع آب شماره 4 خیابان بهار آمده و منبع آب را اشغال کردند. درب ورودی را بسته و شروع به صدا کردن افراد مورد نظر کردند. در همین حال نماینده وزارت کار نیز جهت صورت قانونی دادن به اخراج کارگران با یک تاکسی وارد منبع آب شد. کارگران مورد نظر را بدون هیچگونه مزایا و تنها محاسبهی حقوق روزهای کار، پس از پرداخت از درب بیرون میکردند. از فعالین سندیکایی حمدالله وهابپور، عطاالله معروفی، بنی معروفی و بخش علی هاشمی را با ضرب و شتم از داخل اتاق اداری به سمت کامیون بردند که در نتیجه ضربات وارده بنی معروفی بیهوش به داخل کامیون برده شد. کارگران اخراجی که بارها چنین مسایلی را تجربه کرده بودند با تجمع در مقابل درب ورودی و نشستن در زیر درختان خیابان بهار منتظر عاقبت کار یاران سندیکایی خود بودند. بخشی از کارگران منبع آب شعبهی بهار را که ارامنه تشکیل میدادند و از کارگران فنی و ماهر بودند و ساکن خیابان بهار پس از اطلاع از ضرب و شتم یاران سندیکایی خود با زنان و فرزندان و با هماهنگی دیگر کارگران در جلوی درب ورودی صف کشیده و کارگران را دعوت به نشستن کردند تا مانع خروج و دستگیری یاران سندیکایی خود شوند. سرهنگ جاویدپور با اطلاع از تجمع کارگران و نشستن روی زمین و احتمال زد و خورد در آن برهه زمانی، پس از بردن کارگران بازداشتی به دفتر اداری و محاسبه حقوقاشان، این چهار کارگر سندیکایی را آزاد نمودند.
کارگران برای آخرین بار همگی با دوستان بازداشتی تازه آزاد شده به پارک شهر رفتند و در مورد آینده صحبت کرده و سپس به دنبال سرنوشت خود پراکنده شدند.
اعضای اصلی اتحادیه سندیکایی کارگران منبع آب تهران، حسین ابراهیمی، اسد مارالانی، حیدر معروفی، ایاز، حیدر چشمه شی، رحیم ریگرنگی هیچگاه فعالیت سندیکایی نکردند و به شهرستانها پناه بردند.
اما آنچه که رژیم شاه نمیپنداشت، اتفاق افتاد. حمدالله وهابپور و بنی معروفی در دههی چهل از فعالین سندیکای کارگران بناهای تهران بودند و تا سال 1362 در این سندیکا به فعالیتهای کارگری و سندیکایی خود ادامه دادند. 8/10/1385