ادبيات ميان ميدان سرخ و خوابگاه بی خانمان ها.
بارديگردرفضای ادبی انقلاب همسايه شمالی!
عليشاد لربچه
Maxim Gorki 1868-1936
(1868) تولد گورکی درشهر نيژنی گراد روسيه،انتشار رمان (احمق) داستايوسکی.(1869)پايان رمان (جنگ وصلح) تولستوی.(1870) تولد لنين،انتشار رمان (سقوط)گونچارف. (1871) انتشار رمان (غول ها)ی داستايوسکي، از استراوسکی يک نمايشنامه واز تورگنيف يک داستان بلند منتشرميشوند. (1873) تولستوی مشغول رمان (آنا کرينا)بود.
(1877) انتشارآخرين رمان تورگنيف يعنی (سرزمين نو)،پايان شعرگونه (چه کسی درروسيه خوشبخت است؟) اثر نکراسف. (1879-1884) ماکسيم گورکی به شغل های: پستچي،ظرفشو،نجار،و شمايل ساز، می پردازد. (1880) انتشار (برادران کارامازف)اثرداستايوسکي،بحران روحی تولستوی و رد هرگونه استفاده ازخشونت درمقابل دشمن از طرف او،آغاز فرقه تولستوی گرايی درميان هواداران وی. (1881) مرگ داستايوسکي،سوء قصد چريک های خلق گرا به تزار آلکساندر اول وقتل وی. (1883) پلخانف وساير مهاجرين درخارج ازروسيه، تشکيل گروه مارکسيستی روسيه (مبارزه برای آزادی کار) ميدهند، مرگ تورگنيف، چخوف اولين داستانهای خودرا منتشرميکند. (1885) نخستين تماس گورکی با محافل ممنوعه جوانان انقلابی شهرقازان. (1886) نمايشنامه (قدرت کسوف) تولستوی. (1888) تماس گورکی با جنبش چريکی خلقگرا. (1889) نخستين دستگيری گورکی در شهر نيژنی گراد. (1890) آشنايی گورکی با کورولنکو؛راهنمای اودرمسائل ادبيات مبارز. (1891-1892) پياده روی گورکی درجنوب روسيه،انتشار نخستين داستان گورکی يعنی (مکار چودر).(1893)انتشار داستانهايی ازگورکی درمطبوعات آنزمان به راهنمايی ادبی کورولنکو.(1895)لنين به سازماندهی واتحاد محافل ماکسيستی زيرعنوان (اتحادمبارزان برای آزادی کارطبقه کارگر) ميپردازد وازاين طريق پايه گزاری (حزب انقلابی مارکسيستی روسيه)رامطرح ميکند.(1896) گورکی در نيژنی گراد به کار ژورناليستی می پردازد،نمايشنامه (مرغ ماهيخوار)چخوف منتشرميشود.(1897)لنين برای مدت سه سال به سيبريه تبعيد ميشود،انتشار (انسانهای ازدست رفته)گورکی.(1898)آغاز مکاتبات گورکی وچخوف.(1899)انتشار رمان (رستاخيز)تولستوی.
(1900) انتشارنخستين شماره جرقه(ايسکرای)لنين،ديدارگورکی باتولستوي،انتشار(سه رفيق)گورکي،انتشارنمايشنامه (جنازه زنده)تولستوی.(1901)گورکی مدير نشر(دانش)ميشود،دستگيری وزندان گورکی درشهر آرساماس،(سه خواهر) چخوف منتشرميشود،(سرودمرغ توفان)گورکی زبرچاپ ميرود.(1902) لنين کتاب (چه بايدکرد؟)رامنتشرميکند، نامزدی گورکی برای آکادمی ووزارت فرهنگ،ومخالفت تزارباآن، استعفای چخوف و کورلنکو ازآکادمی بدليل دخالت تزار درامورفرهنگي،نمايش (بی سرپنايان)گورکی درتاترمشهور مسکو.(1903)جايزه گريبايدف برای نمايشنامه (خرده بورژوا)،آخرين نمايشنامه چخوف يعنی (باغ آلبالو) به زير چاپ ميرود.(1904) انتشار (يک قدم به پيش،دوقدم به عقب) لنين،مرگ چخوف.(1905) حادثه (يکشنبه خونين)درشهر پتروگراد،تيراندازی به تظاهرات کارگران،دستگيری گورکي،تظاهرات خارجی مخالت آميز، برای آزادی او،ورود به حزب کارگری سوسيال دمکراتيک روسيه،نخستين ديدار با لنين، شورش ملوانان در رزمناو پوتمکين.(1906) سفرگورکی به آمريکا برای گردآوری حمايت مالی از انقلاب،رمان (مادر)،نخست به زبان انگليسی درنيويورک منتشرميشود،انتشار نمايشنامه های (دشمنان)و(بربرها)،دواثر گورکی.(1907)ديدارميان لنين وگورکی درلندن به مناسبت پنجمين جلسه حزب سوسيال دمکراسی کارگران روسيه. (1908) همکاری لنين باگورکی درنوشتن (پرولتاريا)،انتشار مقاله(نابودی شخصيت).(1910)يک رمان و يک نمايشنامه گورکی با اسامی افراد منتشرميشوند،مرگ لئون تولستوی.(1911)همکاری گورکی با نشريه (ستاره)لنين،انتشاريک داستان درمجله (جهان امروز).(1912) گورکی مسئوليت بخش ادبی روزنامه (پراودا) را که لنين سردبيرآنست،بعهده ميگيرد،داستان(چگونه انسان متولد شد)درمجلات ادبی منتشرميشود.(1913) بازگشت گورکی ازمهاجرت،انتشاررمان اتوبيوگرافيک(دوران کودکی ام).(1915) گورکی سردبيد مجله (وقايع نگاری) ،تنها مجله آزاد روس که عليه ناسيوناليسم وامپرياليسم مبارزه ميکند،ميشود، نخستين ملاقات ميان گورکی و ماياکوفسکی.(1916) رمان (درجستجوی نان)باعنوان(درغربت انسانها)منتشرميشود،انتشارداستان (يک روز نيک)درروزنامه (واژه روسی)، نوشته لنين (امپرياليسم،بالاترين مرحله سرمايه داری)نيز منتشرگرديد.
(1917)پيروزی انقلاب فوريه،بازگشت لنين،تشکيل جمهوری شوراها،شکست حکومت تزاري،پايه گزاری روزنامه (زندگی نو)باکمک لنين،اثرلنين(دولت وانقلاب)منتشرميشود.(1918) آغاز جنگ داخلي،گورکی به نفع انقلاب دست به يک فعاليت فرهنگی-سياسی ميزند و بنگاه نشر(ادبيات جهانی) راتاسيس ميکند،انتخاب گورکی درکميته اجرايی (شورای شهرپتروگراد).(1919)گورکی عضو(انترناسيونال کمونيستی)ميشود وکتاب (خاطرات باتولستوی)رامينويسد، اومجله کودکان(نورشمالی)رانيزمنتشرميکند.(1920)کتاب (چپ راديکال،بيماری کودکی کمونيسم) لنين منتشرميشود،گورکی در پتروگراد مسئول کميته ای برای بهترنمودن شرايط زندگی دانشمندان ميشود.(1921)او مسئول بخش فرهنگی روزنامه شورايی(سرزمين سرخ نو)ميشود،تقاضای شوروی ازغرب برای کمک به رفع گرسنگی درشوروی بدليل جنگ داخلي،به سفارش لنين،گورکی برای معالجه بيماری سل خود به خارج ميرود، آلکسی تولستوی نخستين بخش کتاب خودرا باعنوان(راه پردرد)منتشرميکند.(1922)گورکی مشغول انتشاربخش سوم کتاب اتوبيوگرافی خود (دانشکده های من) است.(1923)مکاتبات نامه ای هيجان انگيزی ميان گورکی و رومن رولان و استفان تسوايگ،انتشارداستان (آتش) درمجله صحبت.(1924)مرگ لنين،گورکی خاطراتش بالنين را در (ارثيه) و در مجله(همعصرروس)منتشر ميکند.(1925)انتشارداستان (رهبر) در مجله (گاردجوان)،کارروی کتاب (کليم سيم جين).(1926) گورکی مکاتبات وسيعی رابانويسندگان جوان شوروی آغازميکند،اومشوق پيشرفت نويسندگی جوانان ميگردد.(1927) گورکی به انتقاد ازمهاجران ضدانقلاب سفيد و دروغ هايشان درباره اوضاع شوروی می پردازد،شعرماياکوفسکی (خوب و زيبا) منتشر ميگردد.(1928)بازگشت گورکی به ميهن و سفر به نقاط گوناگون روسيه،انتشار نخستين بخش رمان (دن آرام)،اثر شولوخف.(1929) انتشارگزارش سفرهای گورکی درشوروی(درطول شوروی)،درکنگره پنجم شوراها اوبعنوان عضو کميته اجرايی مرکزيت انتخاب ميگردد،رمان تاريخی آلکسی تولستوی (پتر اول) منتشرميگردد.
(1930) مرگ ماساکوفسکی. (1931) گورکی به انتشار (تاريخ جنگ داخلی) می پردازد.(1932)تغييرنام شهرمحل تولد گورکی از نيژنی گراد به گورکی آباد!.(1934)گورکی نخستين سخنران کنگره سراسری نويسندگان شوروی است و بعنوان منشی اول آن انتخاب ميگردد. مرگ غم انگيز پسر گورکی با نام ماکسيم.(1935) رمان رولان به ديدار گورکی می آيد،سفر گورکی به کنگره جهانی پاريس با عنوان(دردفاع ازفرهنگ) بدليل بيماری اولغوميشود.(1936) مرگ گورکی درمسکو و دفن خاکستراو درديوارکرملين درميدان سرخ.
منبع ما:روشنگری